زمستان ۶۲
By
اسماعیل فصیح
About This Book
ديوانگی محض است، ولی با من میآيد آبادان. برای كسی كه تازه شش روز است از ناراحتی قلب و ريه و سه شب در «سیسیيو» بلند شده، اين پرواز سقوط آزاد با زيرشلواری است از سفينهی فضايی اقبال. اما میخواهد بيايد و من نمیتوانم منصرفش كنم؛ و میآيد. يكی لابد از اين جهت كه يك فرار و سرگرمی از عبوسی و بیتحركی مركز میخواهد كه فكرش را مشغول كند، و ديگر اينكه مسألهی سيل بچههايی كه به جنوب ايران میريزند و و شهيد و معلول میشوند جذبش كرده...
Reviews
0.0
/ 10
☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆
0 ratings · 0 reader reviews
Have you read this book?
Share your experience with readers around the world.
▱
No reviews yet
Be the first to review this book.